ناظم الاسلام كرمانى

428

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

مهاجرت نمود كه در حسن‌آباد ملحق بآقايان گردد در اين سه روز هم كه در شهر ماند متصل و متواليا با آقايان مكاتبه و مراسله داشت حاجى على اكبر بروجردى را رسول نمود نزد آقايان و سوگند ياد نمود كه بشما خواهم رسيد هرجا كه برويد من هم ميآيم و نيز چندين مرتبه نصر السلطنه او را ملاقات نمود و آنچه كرد كه او از قصد خود برگردد قبول ننمود تا آنكه امروز صبح على الطلوع از دروازه طهران خارج شد نگارنده را با واقع امر كارى نيست و قصد شيخ را نميداند و ليكن على الظاهر حركت حاج شيخ فضل اللّه خيلى امر آقايان را قوت داد چه مراتب علميه او از ديگران بهتر و سلوكش نسبت با طلاب و اهل علم از ديگران خوشتر بود عين الدوله از حركت حاج شيخ فضل اللّه بىاندازه ضعيف شد و پس از اينكه شنيد حاج شيخ فضل اللّه مهاجرت نمود گفت هزار نفر از ملاها رفتند اما بيست كرور اهالى ايران از دست آنها خلاص و راحت شدند و هم امروز تلگراف نمود ببلدان و ايالات ايران و حكام را دستور العمل داد كه هركس خواست برود بعتبات مانع نشوند و بگذارند برود و نيز امروز پانصد نفر سوار برياست سردار فيروز كوهى مأمور شدند كه با آقايان حركت كنند على الظاهر ميگفتند چون امنيت داده‌ايم با آقايان پس بايد محافظت نمود آنها را تا از خاك ايران خارج شوند و اين سوارها براى امنيت طرق و شوارع و حفظ آقايان حركت كرده‌اند و ليكن چند گارى كند و زنجير و اسبابهاى شكنجه و غيره با آنها بود و على المذكور سردار فيروز كوهى مأمور بود كه از قم آقايان را متفرق نمايد بعضى را به طرف كلات و بعضى را به طرف اردبيل و بعضى را به طرف كرمان نفى كند و نيز امير بهادر جنك گفته بود كه اگر شاه اذن بدهد من ملاها را قبل از ورود بقم علاج ميكنم . آقا ميرزا مصطفى آشتيانى با عنوان مرض مادرش حركت كرد ولى از دم دروازهء حضرت عبد العظيم سوارهاى دولتى او را برگردانيدند بردند نياوران حضور شاه و امروز آمد به شهر كه انشاء اللّه تفصيل اين واقعه را بعد از اين اشاره خواهيم كرد . شب پنجشنبه 26 جمادى الاولى سه ساعت از شب گذشته آقايان از كهريزك حركت نموده و در ساعت هفت از شب گذشته وارد حسن‌آباد شده و تا صبح آنجا خوابيده رفع خستگى نمودند روز را هم بملاحظه پياده‌ها آنجا ماندند در يكساعت بغروب از حسن‌آباد حركت دو ساعت و نيم از شب گذشته وارد قلعه محمد عليخان شدند و در آنجا آب به قدر كفايت آنها نبود بصدمات و زحمات بسيار تهيهء آبى ديده شام مختصرى صرف نموده نزديك بطلوع فجر از آنجا حركت نموده در اول طلوع آفتاب وارد علىآباد شدند . عين الدوله علاوه بر آن پانصد سوار دويست نفر سوار و قزاق فرستاده كه اگر در بين راه كسى در مقام حمايت آقايان برآيد او را هدف گلوله سازند در شهر هم احدى جرئت نميكند اسم آقايان را ببرد به خوبى . شخص بنّائى در كوچه طهران گفته بود با ادعاى مسلمانى اين‌گونه سلوك با سادات و ذرّيه فاطمه محل حيرت و تعجب است سادات و علماء براى آسودگى ما در ميان بيابان تشنه و گرسنه و برهنه و پاى پياده در رنج و تعب ميباشند ما بايد ساكت باشيم مجملا اين شخص بنّا در شب پنجشنبه در حالتى كه در پهلوى زنش خوابيده بود با گلولهء تفنگ مقتول گرديد يعنى گلوله برانش خورده بعد از دو روز مرحوم شد